ترنم
لينک دوستان
3
1
5

نفس مامان.نه ماهگیت مبارک.

(ببخشید نتونستم جمعه این پیامو برات بذارم.)

مکانهایی که مامان و بابا شما رو بردند

پنجشنبه 20مهر-روضه سالگرد مامان و بابا عمو محسن

جمعه21مهر-حاجی امیر (پسر خاله بابا-دعای سمات)

دوشنبه 24مهر-روضه سالگرد بابا رجب(بابا بزرگ مامان راضیه)،خاله طاهره و شوهرشون(خاله مامان راضیه) و دایی محمدرضا(دایی مامان) خونه نه نه بی بی

شنبه 29مهر:اولین بارون امسال رو دیدی

چهارشنبه10آبان:تالار زنبق(عروسی راضیه دختر خاله عمومحسن)-فردا هم پاتختی به خونشون رفتیم.

دوشنبه 15آبان:تالار فیروزه(عروسی آقای انتظاری دوست بابا)

چهارشنبه 17آبان:خوان دوحد(بهمراه خاله فرزانه و عمو محسن و خاله فائزه)

پنجشنبه 18آبان:پاساژ ستاره(خرید سارافون برای رزا و لاکپشت برای دخترقشنگم)- خونه سمیه عمه عصمت (تولد رزا )

صداها و کلماتی که تو این ماه یادگرفتی

گفتن " اِ دِ " : یکشنبه 23مهر .... بعد از کلی گریه کردن و نخوابیدن ساعت 2-2:30 بود که شما رو به اتاقت بردیم.به سقف نگه میکردی و بادستهای کوچولوت مرتبا " ا د " میگفتی تا بابا عروسک ببر رو که میخواستی از طور سقف جدا کرده و بهت داد اما مطابق معمول ابتدا خیلی ذوق کردی ولی برای چند دقیقه استقبال کردی و برات تکراری شد.

گفتن "هیس - اِ دِ – دَ دَ " : جمعه 19آبان

کارهایی که انجام میدادی

بوس کردن : جمعه 21 مهر...لبهاتو باز کرده و روی صورتم میذاری.قبلا صورتتو جلو می آوردی تا بوست کنیم اما حالا خودت بوس میکنی.اولین بار صورتتو جلوی دایی علی آوردی تا بوست کنه.

قرار دادن زبان بین لبها و پف کردن و ایجاد حباب هم از کار جدید امشب شما بود.

سه شنبه 25مهر: یاد گرفتی موقع شیر خوردن شیشه رو بیرون میاری تا هوای اون خارج بشه.

چهارشنبه26مهر:تو روروئک دنده عقب چندقدمی میری .

جمعه28مهر:به دبرز رفته بودیم کلی رقصیدی و " دَ دَ " گفتی.

یکشنبه 30مهر:انداختن تسبیح دور گردن

غذاهای که دوست داشتی و میخوردی

پنجشنبه 20 مهر-اضافه کردن عدس به سوپ(یک دانه عدس خیس کرده)

چهارشنبه 26مهر:خرید 4کارتن شیرخشک نان 2 و 3

جمعه28مهر:کته برات درست کردم که دوست نداشتی.

دوشنبه1آبان:اولین بار بستنی خوردی

سه شنبه 2آبان:اضافه کردن ماش و ماکارونی به سوپ

چهارشنبه 3آبان:آبمیوه (گلابی و سیب گلاب)

جمعه12آبان:خوردن ماست و نعنا

اتفاقاتی که تو اینماه رخ داده

پنجشنبه4آبان:شروع بیماری ده روزه (اسهال و استفراغ)

جمعه12آبان:دل درد

یکشنبه14آبان:درد گوش

دوشنبه 15آبان:خرید سی دی 1و2 خاله ستاره

چهارشنبه 17آبان:فوت غلامرضا پسرعمه بابا حسین

پنجشنبه 18آبان : برای انجمن مهدکودک (دفعه 2 )دعوت شده بودیم که متاسفانه این بار هم نتونستیم شرکت کنیم.

چگونه میخوابیدی

همچنان  بین ساعت1:30-3:30 بامداد میخوابی

اینم از عکسهای ترنم خانوم:

قربون نگاهت

الهی دورت بگردم که موهاتو میخوای شونه بزنی

عاشق زیپ باز کردنی

هنوز انگشت پاهاتو میخوری

ترنم بهمراه خاله ها در خوان دوحد

دورت بگردم که سرک میکشی

بالای جالباسی چکار میکنی !امان از دست تو و بابات با اینکارهاتون

امان از کنجکاویهات

بمیرم که اینقدر حالت بده

بعد از چند روز بیماری به اشتها اومده و فقط نون خالی میخوری

اینم از بازی های تو و بابا

وای که چقدر حال میده کیف لباسامو خالی کنم

در حال رانندگی

ماشین بازی

اینم از عکسی که تو روضه انداختیم.به ترتیب

تو و مامانت و مامانم و مامانش و مامانشون

[ ۱۳٩۱/۸/٢۱ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مامان فاطمه ]

قند عسلم

ببخشید نتونستم تا امروز عکسهای آتلیه ات رو بذارم.

راستی اینم از عکس 4*3 ترنم جون برای مهدکودک

[ ۱۳٩۱/۸/٢ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مامان فاطمه ]
درباره وبلاگ

ترنم جان ساعت 16:00 روز چهارشنبه در تاریخ 19/11/90 با وزن 3500 و قد 53 به دنیا اومد و خوشبختی مامان و باباشو تکمیل کرد.قدمش گلباران و سرشار از برکت ،سلامتی و شادی باشد.ان شا الله
موضوعات وب
 
امکانات وب
فال امروز