ترنم
لينک دوستان
3
1
5

شمارش معکوس برای رفتن به سرکار شروع شده بود.دیگه باید فکری میکردم.یکشنبه 1تیر بعد از باشگاه به مهدکودک های دردانه - شقایق - آفتابگردان رفتم.مهد های باغ گلها وسرزمین شادی رو هم قبلا دیده بودم.از همه بهتر مهد دردانه بود.تصمیم گرفتیم شما رو آزمایشی از روی یک ساعت به مهد ببریم.

اولین روز در مهد کودک-چهارشنبه 4مرداد :

در اولین برخورد با دفتردار(خانم بیکی) مهد ،غریبی نکردی.گفتند که شما رو بذارم و یک ساعت دیگه بیام دنبالت.من که نمی تونستم طاقت بیارم.حتی نگذاشتند که باهات بیام به اتاقتون(قسمت شیرخوار طبقه دوم بود).گفتم فقط میام بالا و یک عکس از ترنم در اتاقش میگیرم و میام پائین.خانم بیکی گفتند بچه های دیگه هم سراغ مامانشونو میگیرند درضمن ترنم هم اینجا بند نمیشه.در انتهای راهرو ازت عکس گرفتم و تو اتاق مدیر نشستم.با خانوم بیکی صحبت میکردیم که خانم شاهدی به مهد اومدند و رفتند بالا.بعد گفتند که دختر خوبیه و محوآویزهای سقف که با باد کولر در حرکته شده و داره فعلا با محیط آشنا میشه.دفعه بعد که اومدند داخل اتاق شما بغلشون بودی.گفتند کمی بهونه گیری کرده آوردمش شما رو ببینه خیالش راحت بشه.همینکه منو دیدی اول که روتو برگردوندی و زدی زیر گریه.الهی بمیرم.بغلت کردم و هرکاری کردم آروم نشدی.گفتند حتما گرسنه ای.شیر درست کردم اونو هم نخوردی.خلاصه نیم ساعتی تو مهد گریه کردی.وقتی کریرتو آوردند.کمی آروم شدی.وقتی گذاشتمت تو ماشین گریه ات قطع شد.بعد باهم رفتیم خونه مامان فاطمه تو راه دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و خیلی گریه کردم.وقتی رسیدیم ژونجا مامان شما دید و فهمید که گریه کردی.آخه چشمها و دماغت قرمز شده بود.

اینم عکس ترنم در مهدکودک:عزیز دلم میخواستم از شما داخل اتاقتون عکس بگیرم اما گفتند اجازه ورود به اتاق رو نداریم و بچه های دیگه هم بهانه مامانشونو میگیرن.اما عکس رو داخل راهرو گرفتم.

تاریخ های مراجعه به مهد کودک :

1-چهارشنبه 4مرداد:ساعت 8:45-9:50

2- شنبه 7مرداد:ساعت 10:30-12:00

3-یکشنبه 8مرداد: ساعت 9:30-11:30

4-سه شنبه 10مرداد: ساعت 9:30-11:30

5-پنجشنبه 12مرداد: ساعت 8صبح تا 11:30

6-شنبه14مرداد-ساعت 9-11:30

7-یکشنبه 15مرداد- ساعت 10-13:35

8-سه شنبه17مرداد-ساعت 9-12

9-یکشنبه 22مرداد-ساعت8:30-12:45

.

.

.

از یکشنبه 22مرداد به بعد هر روز به جز پنجشنبه هایی که مامان دورکاره به مهد میری.دیگه دوست پیدا کردی و با همه انس گرفتی.

[ ۱۳٩۱/٥/۱۱ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مامان فاطمه ]
درباره وبلاگ

ترنم جان ساعت 16:00 روز چهارشنبه در تاریخ 19/11/90 با وزن 3500 و قد 53 به دنیا اومد و خوشبختی مامان و باباشو تکمیل کرد.قدمش گلباران و سرشار از برکت ،سلامتی و شادی باشد.ان شا الله
موضوعات وب
 
امکانات وب
فال امروز