ترنم
لينک دوستان
3
1
5

الهی دورت بگردم عزیز دلم،از جمعه شب یاد گرفتی بمن میگی " مادر " .نمیدونی با چه لحنی "د" رو میگی.

جالب اینجاست که همه مامان ها یعنی مامان فاطمه و مامان راضیه رو هم گاهی "مادر" صدا میزنی.همه دلشون برات غش میره.

تو رقص هم پیشرفت کردی.علاوه بر حرکات موزون دستهات،بشکن زدن و بالا و پائین اومدن ؛کمرت رو هم میچرخونی.میخوام محکم بغلت کنم و ببوسمت.بابا که وقتی بغلت میکنه ،فشارت میده که خوشت نمیاد و دادت بلند میشه.

ناز اومدن: سرت رو رو شونه چپ میذاری و میخندی.

گفتن "دایی"

سلام کردن: یک دفعه گفتی "sa" و هنوز مانند قبل دست راستت رو میذاری روی سرت و بلافاصله دست میدی.

تموم شد:میگی "اپو" و دو تا دستهاتو رو هم میکشی.

عاشق گربه هستی وقتی میبینی یه جیغ بلند و بال بال میزنی بری پیشش.بادستهات اشاره میکنی که بیا پیش من و با لبها نوچ نوچ میکنی.وقتی هم میگیم پیشی چی میگه میگی :میو میو"

وقتی عکس گاو رو می بینی میگی "ماما"-اردک "کواک کواک"-الاغ "عرعر"-در اتاق " در"

 

گفتن : "مامان" - " بابا" - "مامانیه"  و مامان بزرگ رو نشون میدی - "عمو" - " عمه" - "من بده" - " مامان بیا" - " آبو " - " دش" یعنی کفش- "موز"

بعضی وقتها هم با یه کلماتی فکر میکنم میگی فائزه.

برای اولین بار دیروز (2اردیبهشت)خاله فائزه رو "پائده" صدا کردی نمی دونی چقدر همه جیغ زده و خندیدیم.الهی مامان فدات بشه.

راستی مدتیه یادت رفته دیگه نمیگی "nananom"

نشون دادن اعضای بدن

خواندن کتاب

مرتب هرچیز یا هر کسی رو که می بینی مرتب میگی " کیه" "چیه" "چی چی"

[ ۱۳٩٢/٢/۳ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مامان فاطمه ]
درباره وبلاگ

ترنم جان ساعت 16:00 روز چهارشنبه در تاریخ 19/11/90 با وزن 3500 و قد 53 به دنیا اومد و خوشبختی مامان و باباشو تکمیل کرد.قدمش گلباران و سرشار از برکت ،سلامتی و شادی باشد.ان شا الله
موضوعات وب
 
امکانات وب
فال امروز