ترنم
لينک دوستان
3
1
5

می خواستم کمی از زحمتهای مامانی؛مامان راضیه؛ برات بگم ( تو پرانتز بگم که خودش دوست داره اینجووری صداش کنی و تو هم حتماً همین کارو می کنی  ) نمی دونی که مامان جوون با اون کمر درد و سردردو هزارتا مشکلی که داره چقدر این مدت برای من و تو زحمت کشیده.

از همون روزی که به دنیا اومدی تو بیمارستان تا همین امروز نمی دونی که چقدر به من و تو رسیده و تر و خشکمون کرده .... نمی دونی چقدر برای تقویت من و بالتبع تو غذاهای مقوی درست کرده و نذاشته من دست به سیاه و سفید بزنم.

می دونم که هیچ وقت نمی تونم زحماتشو جبران کنم ولی از همینجا بهش میگم مامان جوون دستتو می بوسم و امیدوارم که تو هم همیشه قدرشناسش باشی دخترگلم  .

از زحمتهای بابا جونم به خاطر این سیسمونی فوق العاده که هیچی توش کم نذاشته یه دنیا ممنونم و همیشه قدرشناس زحمتهایی که برامون کشیده و میکشه هستم 

نمی دونی که همین چند روزه چقدر تو دل مامان و بابا و مامانی و بقیه جا باز کردی هممون یه کوچولو که ازت دور میشیم زودی دلمون برات تنگ میشه .مامانی که میگه وای من برم خونه خودمون چیکار کنم همش دلم برای تو تنگ میشه.

مامانی که خونه رفته بود هر شب دست و پای باباجون رو میگرفت و میگفت رو بچه ام نیفتی مرتب خواب میدید که من دارم دست یا پامو روی تو میزنم.مامانی و باباجون هم حتما باید تو رو هر روز ببینن خیلی دلشون برات تنگ میشه حتی تلفنی خاله ها و مامانی باهات حرف میزنن اینقدر دقیق گوش میدی و لباتو غنچه میکنی.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ مامان فاطمه ]
درباره وبلاگ

ترنم جان ساعت 16:00 روز چهارشنبه در تاریخ 19/11/90 با وزن 3500 و قد 53 به دنیا اومد و خوشبختی مامان و باباشو تکمیل کرد.قدمش گلباران و سرشار از برکت ،سلامتی و شادی باشد.ان شا الله
موضوعات وب
 
امکانات وب
فال امروز