اولین اسب سواری

سلام عسلم

از پنجشنبه ظهر به بابا اصرار میکیردی که بریم پیش دوستت میخوام اسب ببینم.جمعه ظهر بود که رفتیم تفت.باشگاه اسب سواری آقای جاوید.خیلی بهشون زحمت دادیم.اول ترسیدی ولی موقعیکه بابا سوار اسب شدند گفتی منم میخوام سواربشم.وقتی سوار شدی به محض حرکت اسب گفتی پیتیکو پیتیکو.

کنار باشگاه یه سگ کوچولوی خوشگل هم بود که مرتب پارس میکرد.اما صداش طوری بود که همراه پارس یه صدای سوت هم شنیده میشد.میگفتی کی بود سوت زد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
چت روم

سلام مطالبت جالب و خواندنيه خوشحال ميشم به من هم سر بزني چت رومي شلوغ و صميمي ;) www.hadci.com

مامان ساينا و سامي

سلام آفرين خوشگلم منم اسب سواري رو خيلي دوس دارم كلاسشم رفتم موفق باشي