اولین مسافرت

شنبه 19و یکشنبه 20 اسفند: امشب برای اولین بار سه تایی با ماشین عازم تهران شدیم.این سفرکاری مامان ،اولین مسافرت ترنم بود.فردا شب هم برگشتیم. صبح به توانیررفتیم شاید کار استخدام من و همکارم درست بشه.بعد هم پارک ملت ،خرید دو کتاب از سیسمونی فروشی جلوی پارک،خوابگاه دانشگاه علامه طباطبایی بدنبال عمو میثم،قم زیارت حضرت معصومه ،شروع باران بعد از زیارت و بیرون آمدن از حرم ؛تا به ماشین رسیدیم بااینکه چادر و کت بابا روی شما بود و مرتب هم میخواستی سرتو بیرون بیاری،لباسهات خیس شده بود که سریع تو ماشین عوضشون کردم.تا یزد هم تو جاده بارون میاومد.چون بابا کل مسافرت رو در حال رانندگی بود تا رسیدیم خونه مامان فاطمه همونجا تا صبح بخواب رفت.صبح هم شما خونه مامان راضیه رفتی و من و بابا هم با یه مرخصی ساعتی بسرکارمون رفتیم.با وجود خستگیهاش بد نبود،خوش گذشت.ولی ثابت کردی که تو دراز مدت نمیتونی تو ماشین بشنینی و حوصله ات سرمیره.

/ 0 نظر / 17 بازدید